عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
422
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
محبانست ، صبر از معصيت صبر خائفانست ، صبر بر طاعت صبر راجيانست . محبّان صبر كنند بر بلا تا بنور فراست رسند ، خائفان صبر كنند از معصيت تا بنور عصمت رسند ، راجيان صبر كنند بر طاعت تا بانس خلوت رسند . على الجمله بنده را به همه حال صبر به ، كه رب العزة ميگويد وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ . و اگر صابران را از علو قدر و كمال شرف همين بودى كه - إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ تمام بودى كه اين منزلت مقربانست و رتبت صدّيقان . وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ . . . - الآية . . . فاتتهم الحياة الدنيويه لكنهم و صلوا الى الحياة الأبدية . چه زيانست ايشان را كه از ذل دنيا باز رستند ؟ چون بعز وصال مولى رسيدند ؟ گر من بمرم مرا مگوييد كه مرد * گو مرده به دو زنده شد و دوست ببرد زنده اوست كه بدوست زنده است نه بجان ، هر كه بدوست زنده شد اوست زندهء جاودان . پير طريقت گفت : - خداوندا هر كه شغل وى تويى شغلش كى بسر شود ؟ هر كه به تو زنده است هرگز كى بميرد ؟ جان در تن گر از تو محروم ماند چون مردهء زندانيست ، زنده اوست بحقيقت كش با تو زندگانيست ، آفرين خداى بر آن كشتگان باد كه ملك ميگويد زندگانند ايشان . بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ - رداء هيبت بر كتف عزّ ايشان و سايهء عرش عظيم تكيه گاه انس ايشان ، و حضرت جلال حق آرامگاه جان ايشان ، فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ . . . - الآية . . . . سنت خداوند عز و جل چنانست كه هر آيت كه بنده را در آن بيم دهد و سياست نمايد ، هم بر عقب آن يا پيش از آن بنده را بنوازد و اميد نمايد ، چنانك درين آيت بنده را بذكر آن سياسات و انواع بليات باز شكست ، پس آن گه بشارت داد و بنواخت و گفت وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ و در اول آيت گفت - إِنَّ